›› مطالب آموزشی ›› سیاه قلم و حواشی آن

سیاه قلم و توضیحاتی درباره آن

نویسنده: محسن ایرانی | بخش: نقد و نوشته | تاریخ: چهارشنبه, 28 آذر 1397 | نظرات: 0 نظر
هنر عرصه ای است از نظرات و عقاید گوناگون که هر یک بر اساس مبانی فکری و اصول خود، تعریف خاصی از محتوای آن ارائه می کنند. عده ای بر فرم تاکید می کنند و عده ای بر معنا. برخی به مهارت اجرا اعتقاد دارند و برخی بر خلاقیت. چنین است که هرگونه کوشش در تعمیم و تحمیل تعاریف، و ایدئولوژی های شخصی خود بر دیگران کاملا بیهوده است. چرا که در نهایت هر شکلی از هنر، مخاطبان و طرفداران خاص خود را دارد. انگیزه ام از نوشتن مطلب زیر، پرداختن به نظریاتی است که باور دارند سیاه قلم یک برداشت غیر اصولی از هنر طراحی بوده و کاربرد این واژه عوامانه است.

سیاه قلم چیست؟

آنچه که امروزه از آن به عنوان سیاه قلم یاد می شود، اشاره به طراحی هایی سیاه و سفید، با رویکرد طبیعتگرا و فیگوراتیو دارد که اغلب با ابزارهایی مانند کنته، پودر زغال و قلمو، به صورتی پُر کنتراست کار شده اند. جزئیات بیشتری را درباره این تکنیک و ابزارهای آن در مطلب آموزش سیاه قلم بر روی سایت رنگ هنر بخوانید. هرچند این تکنیک از سوی جامعه آکادمیک مورد نکوهش قرار می گیرد اما به دلیل جذابیت های تکنیکی و اجرای خیره کننده آن، مورد علاقه بخش دیگری از جامعه هنری و مردم قرار دارد. قصدی بر داوری در این مورد ندارم. چرا که تفاوت دیدگاه میان مردم، جامعه آکادمیک و فضای هنری غیر آکادمیک همیشه وجود داشته و ادامه نیز خواهد داشت. اما در ادامه متن، به 4 نظریه منتقدان در این مورد خواهم پرداخت.

1) سیاه قلم واژه ای عوامانه است.

سیاه قلم
 امضای سیاه قلم هرچند بعدا به آثار اضافه شده است اما نسبتا قدیمی هستند. 

شخصا به افرادی که از زاویه دید بالا، مخاطبان هنر را به عوام و خواص تقسیم می کنند خوشبین نیستم. شاید من هم سال اول دانشگاه اینطور فکر می کردم ولی امروز معتقدم که هنر بدون تاکید روی این مرزکشی ها جریان بهتری دارد. بدیهیست که سیاه قلم یک واژه ایرانیست اما به نظر نمی رسد که در اصل یک واژه عوامانه بوده یا به تازگی توسط توده مردم ساخته شده باشد. واژه سیاه قلم یا قلم سیاه به عنوان یک نام خانوادگی استفاده شده و پیش از این در زیر برخی از نگاره های قدیمی امضا شده است (به شکل بالا توجه شود). از سوی دیگر واژگانی با همین ساختار مانند "سیاه مشق" از قدیم (احتمالا دوره قاجار) تاکنون در میان هنرمندان و توده مردم مورد استفاده قرار می گیرد. هرچند طراحی از دوران صفویه و با آثار رضا عباسی اهمیت بیشتری یافت، اما به نظر می رسد که هنر طراحی در دوران قاجار _ تحت تاثیر نقاشان اروپایی و عکاسی _ به عنوان یک هنر جداگانه از نقاشی استقلال پیدا کرده باشد. در چنین شرایطی، واژه سیاه قلم به شکلی از نقاشی اطلاق شد که _ بر خلاف نگاره های رنگین آن زمان _ تنها با رنگ سیاه اجرا می شد و معمولا موضوع آن شمایل یک فرد مشهور بود. بنابراین معتقدم امروزه استفاده از این واژه در جهت اشاره به طراحی های سیاه و سفید پُر کنتراستی که معمولا با ابزارهایی مانند مداد کنته، قلم مو و پودر زغال انجام گرفته اند، هیچ اشکالی ندارد و نشانه کم سوادی نیست.

2) به جای سیاه قلم بگوییم طراحی.

مشکل اینجاست که ما همین حالا هم (به اشتباه) به همه چیز می گوییم طراحی! برای درک بهتر اینکه چطور اطلاق یک واژه کلی و گسترده باعث سردرگمی ما می شود کافیست به اغلب نمایشگاه های طراحی در ایران نگاه کنید. اگر عنوان نمایشگاه را از طراحی به نقاشی تغییر دهید هم هیچ اتفاقی نمی افتد! در واقع ما هیچ تصور دقیقی از طراحی و تفاوت آن با نقاشی نداریم. این در حالیست که طراحی در معادل انگلیسی آن با واژگانی مانند Design ، Drawing ، Sketch معنی دقیق تری پیدا می کند. از نظر من اینکه به جای سیاه قلم از طراحی واقع نما استفاده کنیم هم اشکالی ندارد اما باید بدانیم در نظر برخی از افراد، سیاه قلم به دلیل ماهیت اجرایی بودن و نوع ابزارهای مورد استفاده در آن، شکلی از نقاشی به حساب می آید، به طوریکه خروجی آن را تابلوی نقاشی سیاه قلم می نامند. این موضوع بستگی به این دارد که ملاک و معیار ما در تعریف طراحی چه باشد.

3) در هیچ دانشگاهی ، درسی به نام سیاه قلم وجود ندارد.

اصولا قرار نیست وجود داشته باشد! فراموش نکنیم که سیاه قلم تنها یک واژه قدیمی ایرانی برای اشاره به شکل خاصی از طراحی است. اگر منظور آکادمی های خارجی باشد، طبیعتا نمی توان انتظار داشت که واحدی با عنوان Siyah Qalam داشته باشند! اما تکنیک هایی شبیه به آن تدریس می شود. اگر هم منظور، دانشگاه های داخلی باشد به عنوان کسی که در آن ها هم درس خوانده و هم تدریس کرده است تضمین می کنم که اوضاع دانشگاه های هنر ما وخیم تر از این حرفاست که بتوانند متر و معیاری برای درست یا غلط بودن هیچ مقوله ای باشند.

4) خلاقیتی در نقاشی سیاه قلم نیست.

البته که در حال حاضر بیشتر آثاری که با این روش انجام می شوند، خلاقیتی ندارند. پیش از این نیز تخیلی در سیاه قلم وجود نداشته و تنها نگاره ای بوده که به معرفی چهره های مشهور می پرداخته است. اما این مشکل نه به ابزار و شیوه کار و نه به عنوان سیاه قلم مربوط است. بلکه موردیست که باید با آموزش صحیح حل شود. امکانات تکنیکی سیاه قلم اگر با موضوعات خلاقانه ترکیب شود، نتیجه تغییر خواهد کرد. چراکه فکر نمی کنم کسی با تکنیک ساخت و ساز مشکلی داشته باشد.

در انتها به این نکته تاکید می کنم که بیان نظریات شخصی نه تنها اشکالی ندارد بلکه مفید است. اما تحمیل نظریات خود و کاربرد رویکردهای حذفی، با ماهیت پلورالیستی هنر در تضاد است.

* استفاده از این نوشته به لحاظ اخلاقی تنها با ذکر منبع و نام نویسنده مجاز است

خوشحال می شوم دیدگاهتان را درباره این مطلب بخوانم