›› مطالب آموزشی ›› نقاش فیگوراتیو

محسن ایرانی: بیانی فیگوراتیو از پوچی انسان

نویسنده: Jaiyant Cavale | بخش: نقد و نوشته | تاریخ: چهارشنبه, 21 اسفند‍ 1387 | نظرات: 0 نظر

نوشته زیر به پیشنهاد آقای Jaiyant Cavale ، منتقد هنری و روانشناس بالینی آمریکایی، درباره نقاشی های من و در سایت thefiendish به نگارش در آمده است. قبلا مراتب قدردانی خود را به صورت شخصی به ایشان ابراز کرده ام. ضمن تشکر از دوستانی که زحمت ترجمه آن را برعهده گرفتند، در بخش زیر ترجمه این نوشته را در اختیار شما قرار می دهم.


مجسمه سازانِ فیگوراتیو یونانی ، پیکره ی انسانی را به صورتی بسیار ایده آل می تراشیدند و نتایج کارشان به طرز بسیار غیررئالیستیکی عالی بوده است. از دوران یونان باستان تا دوره معاصر، اینچنین ستایش و تقدیسی از بدن آدمی در تمامی جلوه های هنری ادامه داشته است. ماهیچه ها و اندام بی عیب و نقص الهام بخش آثار بسیاری از هنرمندان بوده اند. بازوهای نیرومند مردانه ، قوس و انحناهای ظریف زنانه، هنرمند را اغوا کرده و به دام خود میندازد، تا با خلق آثارشان جهان و رسانه ها امروزی را به دیدن نمایش جلوه های نویی از بدن انسان دعوت کنند. از طرف دیگر هویت بدن انسان در اغلب فرهنگ ها جلوه ای روحانی و مقدس داشته ؛ هویتی که در اغلب باورهای فرهنگی و سنتی به واسطه آن است که انسان از حیوان متمایز می نماید. هویتی که اکنون سرحدی است بین انسان اولیه با آن ظاهری نخراشیده و نتراشیده و بدنهایی پوشیده از مو و انسان امروزی با بدنی صاف و صیقل و کم مو. علاوه بر اینها تن آدمی تنها جلوه ای مقدس و روحانی نداشته ، چرا که از دیر باز ساختار و ساختمان ماهیچه های تنومند آن الهام بخش انگیزه ها و احساسات زیبایی شناختی و همچنین اروتیکی نیز بوده است. و این در حالیست که در برداشت دیگری از آن می توان تصور کرد که تن آدمی همانند ویترینی است از خون، پوست ،گوشت و تمام اضافات انسانی به علاوه ی بسیاری از سلولهایی که همیشه درون این قاب در حال مرگ و میرند. گوشت، پوست و استخوانهایی که وجه تشابه انسان با سایر حیوانات بوده و هرگز نتوانسته اند به خودی خود به انسان جلوه ای آنچنان جذاب بخشند.

نقاشی فیگوراتیو
محسن ایرانی هنرمندی ایرانیست که نقاشی هایش عمیقا تحت تاثیر جریان هنری فیگوراتیو هستند. او یک نقاش ایرانی است که اکنون در تهران ساکن و به تدریس این هنر نیز مشغول است. محسن لیسانس نقاشی خود را از دانشگاه هنر و معماری تهران دریافت کرده است. دوره فوق لیسانس خود را نیز از دانشگاه هنر سوره دریافت است و در سالهای ۲۰۰۶ و ۲۰۰۵ موفق به دریافت لوح تقدیر مسابقات طراحی معاصر کرج و فرهنگسرای نیاوران شده است. محسن ایرانی تاکنون موفق به برپایی چندین نمایشگاه گروهی و انفرادی شده است. نقاشی های او به کاوش در ضعف و آسیب پذیری ای می پردازد که در پشت قالبی از ماهیچه های سترگ انسانی مخفی مانده است. او به زیبایی و قدرت هرچه تمامتر، هویتی این چنین آسیب پذیر _ که همیشه تحت قالب یک پیکره ی انسانی زیبا از دید ما مخفی مانده است_ را به سطح می کشاند.

نقاش ایرانی
بشر از آغاز خلقتش تاکنون برای محافظت خود از چنگال دشمنانش همواره سعی داشته است که خود را در قالب و پیکره ای زیبا و قوی نشان دهد حال آنکه نقاشی های محسن ، تمام آسیب پذیری و ضعف درونی هویت انسانی را با شدت هرچه تمامتر در معرض نمایش قرار میدهد. هویتی آسیب پذیر و ضعیف که پشت نمای خارجی بسیار قوی و زیبای خود در جستجوی کمک، بخشش، رحم و مهرورزی بوده است. این چنین ضعف و نیاز درونی که در پیکره ی انسانی وجود دارد همان وجه مشترک انسان با حیوان است اما در حقیقت فهم این مطلب و سمت و سو دادن آن به سمت هنر و بروز دادن جلوه های زیبایی شناسانه از درون این ضعف مشترک درونی ، هنریست که حیوانات هرگز قادر به انجام و فهم آن نخواهند بود.
به محض شکافت پوسته ی زیبا، قوی و پرطمطراق آدمی، بشر وارد سطح حیوانی خود میشود ؛ حیوانی که شکار میکند و در عین حال خود نیز به بند کشیده میشود. محسن در نقاشی هایش ماهیچه ها را از سطحی که دیدنش برای ما ابدا رضایت بخش نیست به سطحی پسندیده و مطلوب ارتقاء میدهد. او ماهیچه های پیکره ی انسانی را به صورت توده هایی بی شکل از گوشت و استخوان نشان میدهد که نه از لحاظ بصری برای ما آنچنان مطلوب و خوشایند است و نه شاهدی است بر زیبایی و قدرت بدنی آدمی. حاشیه ها و خطوط کناری ماهیچه هایی که او در کارهایش، به تصویر میکشد چیزی بین یک تصویرعجیب وغریب و نامانوس و یک تصویر کاملا زیباست . اما زیبایی پیکره ی انسانی ترکیبی است که همواره با مفاهیمی چون آسیب پذیری ، ضعف و دردِ عمیق انسان بودن درهم آمیخته است. این واقعیات درحالیست که دنیای انسان به محض روبرو شدن با این چنین واقعیتی خرد شده و درهم خواهد شکست و این دقیقا کاریست که محسن ایرانی با نقاشی هایش سعی در نمایان ساختن آن برای ما دارد. سوژه های او اغلب رئال و شامل ماهیچه ها و کل پیکره ی یک انسان است . سوژه هایی که او با کشیدن آنها احساس خودبینی و خودپرستی انسانی را برای ما به چالشی عمیق میکشد.

نقاشی ذهنی
او در یکی از نقاشی های خود توده های صاف و صیقلی ماهیچه ای را بسیار فروتنانه ،در قالب آهویی تازه متولد شده میکشد که گویی این آهو درمیان هزاران هزار درنده ی وحشی، احاطه و دربرگرفته شده است. او در نقاشی ها و طرحهایش همیشه مردانی را در موقعیتهایی که آسیب پذیری آن ها بالاست ترسیم میکند. او فیگورها را در موقعیت هایی همچون خوابیدن، اندیشیدن درباره ی چیزی _طوریکه توان مقابله با مهاجم در آن لحظه برای او وجود نداشته باشد و حواسش به پیرامون نیست_ می کشد . در نقاشیهای او صاحبان این چنین پیکره هایی به شدت در معرض هرگونه حملات خارجی که میتواند جان آنها را بگیرد رها شده اند. نقاشی های محسن به هیچ وجه در سطح نمی مانند و همواره چهره ی انسان را همانگونه که هست نمایان میسازند. او نقاشی است که آدمی را به همراه تمام ضعف ها و دروغ هایی که درنهادش مخفی است به تصویر می کشد. او نقاشی می کند و جلوه های آسیب پذیرانه و سراسر گمگشتگیِ نهاد آدمی را به نمایش می گذارد و ماهیچه ها و قدرت فیزیکی انسانی را به ذرات ریزی از گوشت و خون و استخوان و سایر ارگانها و اندامهای داخلی پیکره ی انسانی تبدیل می کند و این امردر حالی است که با تمام این ها آثار او زیبا و در عین حال تراژیک می نمایند. محسن ایرانی نمونه ای از یک هنرمند در فرهنگ در حال رشد فیگوراتیویسم در اروپا و ایران است، در حالیکه ایده های اکسپرسیونیستی هنرمندانی چون او را شکل می دهند.


منبع:

Mohsen Irani : Figurative Expression of Human Vanity

* استفاده از این نوشته به لحاظ اخلاقی تنها با ذکر منبع و نام نویسنده مجاز است

خوشحال می شوم دیدگاهتان را درباره این مطلب بخوانم