›› مطالب آموزشی ›› کتاب شورشیان هنر قرن بیستم

آشنایی با کتاب شورشیان هنر قرن بیستم

نویسنده: محسن ایرانی | بخش: معرفی کتاب | تاریخ: جمعه, 30 شهریور‍ 1397 | نظرات: 0نظر

کتاب شورشیان هنر قرن بیستم نوشته لوردانا پارمزانی، کتابی دلچسب، روان و مفید است. این کتاب در عین جمع و جور بودن اطلاعات بسیار سودمندی از جنبش ها، نظریه ها و مکاتب سال های 1900 تا 2000 میلادی (قرن بیستم) در اختیار خواننده می گذارد. در این میان ترجمه خوب و روان مریم چهرگان و سمانه میرعابدی هم باعث شده تا امکان مطالعه این کتاب برای طیف وسیعی از مخاطبان در سطوح مختلف فراهم شود. در بخش زیر پیشگفتار نویسنده کتاب را درباره انگیزه نگارش آن می خوانید.


کتاب هنر رنگ ایتن
  تصاویر جلد کتاب شورشیان هنر قرن بیستم

سردرگمی در درک هنر مدرن، هرگز چنین عمومیت نداشته است. دلیل این امر آشکار است: رسانه ها، از تلویزیون گرفته تا روزنامه و حتی کتاب ها و مجلات، کارکرد خود را در جهت آموزش افراد از دست داده اند تا در عوض، جار و جنجال و هیاهو بفروشند؛ به همین دلیل آنها روحیه ی اخلاقی و انعکاس صحیح مطالب، و عشق به هر چیز هوشمندانه در هنر و نیز همه ی آنچه می تواند برای بشریت روشنگر باشد را از بین برده اند. فقط رسانه ها نیستند بلکه خود مکتب های هنری، و شهرداری ها نیز با موزه های بزرگ و کوچکشان، که در آنها فقط داشتن عضو و بازدیدکننده مهم است تا برای مسئولان امکان سرهم کردن معذورات سیاسی را فراهم کند، به این آشفتگی دامن می زنند: تا جایی که امروزه حتی به نظر می رسد، تعداد بسیاری از آثار تعیین کننده ی تاریخ هنر مدرن، کمتر از آثار این هنرمندان «درجه دو» مهم انگاشته می شوند. تمامی مسائل مذکور، موجب افزایش سرسام آور ابراز نظرهایی شده اند که هیچ ارتباطی با هنر ندارند. در واقع، نه تنها تعداد هنرمندان همانند قهرمانان چندین برابر شده، بلکه گالری های زیادی ظاهر شده اند، و نیز منتقدانی که به محض گرفتن عنوانی پیش پا افتاده در روزنامه ها، احساس می کنند آزاد اند هر آنچه درباره ی هنر فکر می کنند به زبان آورند. آنها اطمینان دارند مردمی که مخاطب شان هستند هیچ گونه مخالفتی نخواهند کرد، چراکه در اکثر مواقع، هیچ نمی دانند. در ساختاری این گونه، هنر تنها می تواند به شکل نظامی ظاهر شود که در پس آن هیچ چیزی وجود ندارد. در حالی که بر خلاف آن، هنر در دل خود نظریه ای دارد. زمانی که افراد به تابلو، بوم یا مجسمه ای با دقت، حتی گاه با چشمانی هوشیار می نگرند، انگار هیچ کس حقیقتأ به اثر و به آنچه پس از نگاه گذرای اولیه با دقت بیشتر در اثر می توان به آن پی برد، توجهی ندارد. کافی نیست که فقط عینکی به چشم بزنیم و پلاکاردی را کشف کنیم که نشان دهنده ی شرکت اثر در نمایشگاه های مهم داخلی و بین المللی است، چراکه به دلیل مهم بودن یک اثر تنها می توان آن را شناخت و از دیگر آثار تمیز داد، اما نمی توان به ارزش واقعی آن پی برد. شناخت به معنای درک روح اثر نیست بلکه تنها در بردارنده ی مفهوم عینی شیء یا همان اثر است. هرگز دید ناب، که همه ی شهروندان می توانند دارای آن باشند، متعلق به نگاه آن فرد نادانی نیست که هیچ نمیداند، بلکه متعلق به نگاه فهیمی است که در پی تمرین بسیار، توانایی درک اثر را یافته و تحت تأثیر آن قرار می گیرد. اگر چنین می گویم به هیچ وجه قصد انکار لذت تماشا و درک حالت دراماتیک ضربه های قلم مو را ندارم؛ نیت من تأکید بر این موضوع است که چنین لذتی تنها ناشی از تجربه و دانستن آنچه در پس دید ناب است، خواهد بود؛ مطلبی که نه تنها برای هنر بلکه برای تمام امور موجود در دنیا نیز صدق می کند. به همین دلیل است که پیش از نگاهی عمیق و دقیق به اثر بهتر است که از ضروریات آگاهی یابیم. در واقع، یکی از اهداف این کتاب عبارت است از پرده برداشتن از آنچه در پس فرم های زشت یا زیبای هنر مدرن، به سرعت نمی توان آن را دریافت: انگیزه ای تاریخی، که هرگز ذهنی نبوده و نخواهد بود. زیرا منطقی، عینی و در نتیجه برای همه قابل درک است. انگیزه ی دیگری نیز هست: هنر مدرن، چون روی زبان کار می کند، از تکرار و نسخه برداری خودداری می کند؛ چراکه این امور چیزی جز بازی سطحی زیبایی شناختی در فرم اثر و یا جنبش نیستند و به مسأله ی حقیقی در خلق اثر یعنی لزوم خلاقیت نمی پردازند. بی شک، امروزه آفريدن اثری مطلوب با ضربه های بی شکل و بی قید قلم مو آسان است، حتی رسیدن به ویترین های زیبا با استفاده از تکنیک محوسازی اشیا، و نمونه های خاص هنر مفهومی کاری ساده است، با این وجود، حتی بسیاری از هنرمندان که در طراحی نبوغ زیادی دارند و با مهارت خود قادر به اعمال کامل ترین تکنیکها در نقاشی به شیوه ی نئوکلاسیک ها هستند، از رسیدن به نوآوری چندان مطمئن نیستند. این هنرها، برخلاف زیبایی شناسی ظاهری خود، چیزی جز نماهایی ناشیانه و ابلهانه نیستند: هنر مدرن چیزی وراء یک ظاهر زیباست و بسیار از آن دور است. این کتاب در راستای نظریه ی اثر هنری یعنی آنچه در سالهای اخیر در هنر مدرن نادیده گرفته شده، به نگارش در آمده است. و به همین دلیل و نیز به دلیل پیشنهادات ارزشمند جورجو مارکونی، باید از او سپاسگزاری کنم که مدت ها پیش از من خواست کتابی ساده، روشن، دقیق و ضروری در مورد جنبش های هنری قرن بیستم به رشته ی تحریر درآورم، و من با کمال میل پذیرفتم. به این کتاب باید به چشم دست نوشتهای علمی نگاه کرد که شاید برای افرادی نظیر فرهنگیان، جوانان، نوجوانان، خرده فرهنگیان، استادان، دانشجویان و تمام کسانی مفید باشد که تمایل به فهم روند هنری قرن بیستم و آنچه تا به امروز ارائه شده را دارند. بدیهی است این کتاب ادعای کامل بودن ندارد و قصد آن طرح نظریه ای انتقادی نیست که توان خوانش گذشته را هم چون حال داشته باشد. امیدوارم ساختار ساده و ترکیبی کتاب، بتواند نکات عمیقی را به خوانندگان یادآور شود و آنها را به داشتن نگاهی وسیع تر در جهت درک لذت هنر دعوت کند؛ حتی آن افرادی که تاکنون تنها به بررسی سطحی هنر پرداخته و به ویژه در جریان سالهای اخیر، تنها در درک جنبه ی نمایشی و اجرائی آن متوقف مانده بودند. کتاب حاضر به تحلیل هنرمندان مهم و متعدد قرن بیستم و آثاری که پدید آورده اند، نمی پردازد، بلکه روند موجود میان زیبایی شناسی ها و نظریه هایی را بررسی می کند که در اکثر موارد، با هیاهوی بسیار همراه بوده و گسترش یافته اند و با وجود مواجهه با مخالفت های فراوان، بررسی آنها بسیار حیاتی به نظر می رسد.
دلیل انتخاب هنرمندان نام برده در اینجا، توجه به اهداف آنها در شرح و بسط زبان های هنری جنبش های گوناگون است و به همین دلیل، نام بسیاری از افراد مهم در این کتاب آورده نشده، چراکه نمی توان آنها را به معنای دقیق در زیبایی شناسی یک جنبش خاص گنجاند، اگرچه حضور آنها و تحقیقات هنری مستقل شان در دوران حاضر بارز است. در این مورد، شاید مجلد دیگری بتواند برای روشن ساختن بیشتر یک دوره ی پیچیده و بحث برانگیز تاریخی که رو به پایان است، سودمند باشد. جنبش های هنری کوچک و بزرگی که در این کتاب تحلیل شده اند، خواه هنرمندان آن در اقلیت یا اکثریت بوده اند، همگی تغییراتی اساسی در زبان هنری به وجود آورده اند و پرداختن به آنها ضروری و لازم می نماید. از خلال فهم این جنبش ها، می توان به هنر معاصر نگاهی مطمئن تر داشت که کمتر ساده انگارانه باشد.

دیگر ویژگی بارز هنر امروز، تولد جنبش های جدید نیست، این هنر دیگر در پی زیبایی شناسی هایی با منشأ مشخص و گرایشات جهانی، متحول نمی شود در دنیای امروز، هنر نشأت گرفته از بازی های «ذهنی» است که فعالانه سعی در ساختن یک زبان تازه دارند. انگیزه ی من پدید آوردن اثری از خلال نگاهی نامشخص به دوران معاصر بود، زیرا چیزی که پیش روی ماست، نتیجه ی یک پژوهش بر اساس عینیات نیست، بلکه اقدامی بدیع، مشتاقانه و چشمگیر است که واژه های نو مانند «ذهنیت» را به پرسش می گیرد تا به زبان جدیدی دست یابد که توصیف چگونگی آن زبان هنوز مشکل است.


* استفاده از این نوشته به لحاظ اخلاقی تنها با ذکر منبع و نام نویسنده مجاز است

خوشحال می شوم دیدگاهتان را درباره این مطلب بخوانم